|
من روانشناسی هنری
| ||
|
این گوسفند باید بدونه که هیچی ما هم نیست
از آلبوم آخرش خوشم اومد بچه پررو گوساله تعریف بهش نیومده لعنت به اون قیافه و صداش تف تو روحش شاهین نجفی چیز اگه عددی بودی بیشتر میگفتم ولی نیستی ته تهش اینی دیگه [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:38 ] [ MAN ]
![]() این نمایشو برای دومین بار و اینبار تو دانشگاه خودمون روز همایش شعر طنز اجرا کردم که شکر خدا گوش شیطون کر خیلی خوب جواب داد و مثل یه بمب صدا کرد و جیغ و هورا و تشویق همه بچه ها رو نثار و تقدیم من کرد.(البته کار یه کار طنز تلخ بود) :::من صفر بیست و یکم.ما چهارتا برادر بودیم همراه یه خواهر. مادرمون که خواهرمونو حامله بود پدرمون سر زا رفت. البته یعنی تصادف کرد................... .................... [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 0:47 ] [ MAN ]
هر چند غمگینم از غصه نمیترسم هر چند یخ دارم از سرما نمیلرزم هر چند مجنونم اما بوت میفهمم هرچند مجهولم از رفتن نمیپرسم این اشک این قطره که از چشمم سرازیر است این بغض این هقهق که در عمق نفس گیر است این بانگ این شکوه که چون رود از دولب ریزد درد دلی با توست وقت وصلمان دیر است (من) (یکشنبه این هفته ساعت 2 دانشگاه پیام نور همایش شعر طنز)هرکی تونست بیاد [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:20 ] [ MAN ]
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:53 ] [ MAN ]
پیشتر دانستم چه سیاه است سپید بر تن حاجی محرم شده ای که به یک مشت کلوخ سخت بر پیکر بیجان خودش میکوبد و کنون میدانم چه سپید است سیاه زیر باران خدا بین یک قبرستان بر تن خسته مردی که دگر فرسوده و به چشمانی پر حسرت و درد در غم دوری یک یار قدیم وبه شوق دیدار ندبه میگیرد: ای کاش.... (من) [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 13:52 ] [ MAN ]
|
![]()
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||